خرید بک لینک

درباره سایت

اسیر6155

امکانات وب

فرزندم... چند روز پیش گوزن بارداری را همنوعان ما با سنگ نوازش دادند. گوزنی کمیاب که از ترس، خودش را بر فنس ها کوبید و چشم از این دنیای دنی، فرو بست و چه مظلومانه فرزندش در کنارش نیامده، آرام گرفت.... اگر دنیا یک عمر برای این فاجعه سکوت کند، کم است... هیچ چیز در این دنیا ارزش آزار یک مورچه را هم ندارد، آن ها که شب و روز، بی ادعا، در تسبیح یگانه ی هستی اند... من باورم نمی شود که تفاوت انسان و حیوان در "شعور" باشد...

برچسب: فاجعه افشار,فاجعه ماراکانا,فاجعه فرودگاه جده,فاجعه خوجالی,فاجعه چرنوبیل,فاجعه هیلزبورو,فاجعه سینما رکس آبادان,فاجعه در فروشگاه,فاجعه هیسل,فاجعه اسپایکر, نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 23:00

بلا شک اگر بخواهیم این روزها، صفتی را برای "اردکان" انتخاب کنیم، واقع بینانه ترین صفت برای آن، "صنعتی" است. بله، اردکان، شهر صنعتی. برای من خیلی سخت است که به عباراتی مثل، شهر علم و ادب، یونان کوچک، گفتگو و لبخند و ... بخوانمش. در این شهر صنعتی، روزها گذشت تا دو نمایشگر آلایندگی نصب شد. اما آن که بیشتر در جلوی چشمان شهروندان بود، عوام فریبانه کارش را آغاز کرد. پنج شش ستون بی رمق. ستون هایی که نه تنها به مردم که به خود هم دروغ می گفتند. آنقدر دروغ گفتند که خاموش شدند... و امروز ماه ها از خاموش شدن این نمایشگر و ستون های دروغ گویش می گذرد. نمایشگری که خاموشی اش

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 23:00

کمی همت کنیم... شاید یکی از سخت ترین شغل های دنیا باشد، رُفتگری... دنبال کامیون "زباله جمع کُنی" بِدَوی و کیسه های زباله ر پرت کنی داخل کامیون. حتی تصور اینکه آدم در مقام برخی شغل ها هم قرار بگیرد، واقعا، سخت است. دویدن در دمای 50 درجه اردکان، بوی بد زباله، و متاسفانه تحمل بی انصافی و بی همتی برخی مردم. واقعا مگر چقدر سخت است که زباله هایمان را درست در روز خودش و سرساعت خودش بیرون بگذاریم؟ واقعا مگر چقدر است که زباله هایمان را خیلی شیک داخل کیسه ی زباله بریزیم؟ مگر یک بسته کیسه زباله چند است که اینقدر برای برخی ما، این هم سخت است. مگر برای شهرداری چقدر سخت اس

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 23:00

صفحه بندی